|
هیچ اعتراضی به نبودنت ندارم هیچ اعتراضی به فریاد هایت ندارم هیچ اعتراضی به شکستن های پی در پیت به عاشقانه هایت که میسرودی البته برای او به تنهاییم به بی خیالیت از من به بی جوابی اشک هایم به خنده های تو به احساساتم به درک نکردنم به سکوت در مقابل التماس هایم به فرار از در کنار من بودن به بهانه جویی هایت برای دوری از من به نیامدنت رفتنت ماندنت به هیچ چیز تو هیچ اعتراضی ندارم فقط گاهی لحظه ای مرا یاد کن اگر مرا لحظه هایی دریابی برایم کافیست من هیچ از تو نمیخواهم پ.ن ۱.هدیه های تولدش را براش بردم اما.. هدیه هاشو دادم به دوستش که بده بهش آخه خودش نخواست بیاد هدیه هاشو دوست داشت یک یادگاری هم بهش دادم یادگاری روزهای قشنگی که با هم بودیم یک گوی آرامش به خاطر تمام آرامشی که به من هدیه کرد ۲.بوی عطر اون شب خوش بو ترین عطر دنیا بود اما.. اما بوی رفتن میداد حیف.. ۳.این روز ها هیچ کس مرا در نمییابد این روزها تنها ترینم دلم براش تنگ شده اما.. باید سکوت کرد مبادا شنیده شوند ناله های عاشقانه دلم پر میزنه برای گرفتن دستاش خیره شدن به چشماش اما..
۴.به این فکر میکنم که چقدر از دنیا رو میشه در آغوش کشید؟! هیچی! + سیاه شده سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 18:18 به دست آ ئورا |
امروز خورشید درخشانتر است و آسمان آبیتر نسیم زندگی را به پرواز میکشد و پرندها آواز جدید میسرایند امروز بهاری دیگر است در روز تولد مهربانترینم در میلاد کسی که چشمانم با حضورش بارانی است امروز را شادترین خواهم بود و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد تمامی گلها و سبزهها در میهمانی ما خواهند سرود ای مهربانترینم روزهای زندگی هر روز گوارا باد امروز عاشقانه میسرایم از تمـــــــــــــام روزهای عاشقیمان امروز زیباترین روز زندگیست برایم دوست دارم نفس بکشم ببویمت از تو پر و خالی شوم نیازت میکنم آنقدر دوستت داشته باشم که.. در خیالم در آغوشت میگیرم تو را به اوج آسمان پروازت میدهم تو هنوز هم تنها بهانیه بودنمی دلم برای دیدنت پر پر میزنه مهربانم اما.. لمس بودنت بهانه ی بودنم مبارک
میبوسمت از دوردستی در قلبت + سیاه شده دوشنبه هفدهم فروردین 1388 13:13 به دست آ ئورا |
یک سال دیگه هم اضافه شد به سال هایی که باید باید زندگی کنیم این روزها خدا بهم پسش داداما.. اون برگشت اما.. میدونید چرا ؟ چون عاشق شده اما نه عاشق من.. تازه فهمیدم دردناک تر از رفتن عشق چیه دردیه.. اون عاشق شده خیلی هم دوسش داره بیشتر از همه کسایی که تا حالا دوست داشته! خودش گفت باور کن ما قرار با هم به هم کمک کنیم که اون کسی را که دوست داره فراموش کنه!! آخه موردش مورد داره میدونید چه حسی داره وقتی بهش زنگ میزنی و صحبت میکنی ازش بپرسی بهش گفتی باید جدا شیم بهت جواب بده: تلفنش را قطع کردم اما دلم نیومد زنگ زدم معضرت خواهی کردم و با هم حرف زدیم میدونید وقتی جلوی شما بهت بگه دلم براش پر میزنه وقتی بگه حاضرم بمیرم ولی ناراحتیش را نبینم بگه دارم از دوریش دیوونه میشم فقط با یاد اون زندم بهت گفتم فقط به این خاطر که هر موقه دلتنگش شدم دلداریم بدی.. این بالایی وظیفه ی منه! اگه جای من بودید چه حالی میشدید چه حالی میشدید وقتی یک روزی همین حرفا را به خودتون میزد اما الان باید بشنوی که داره.. نه من حاضرم تمام لحظه های زندگیمو بدم فقط به خاطر این که یک لحظه با اون باشم آره دیوونم
همین.. خستم! دلم برای چی تنگ شده!؟ نمیدونم شاید برای خودم + سیاه شده جمعه چهاردهم فروردین 1388 21:0 به دست آ ئورا |
|