|
خدا... صدامو می شنوی؟؟؟ دلم خیلی پره... از دست دنیا... از دست نامهربونی آدما... خسته شدم از تکیه دادن به دیوارهایی که خراب شدن روم... از پناهگاهایی که تموم وجودم زیر آوارشون له شد... بذار به تو تکیه کنم... بذار زیر سایه مهربونی تو نفس بکشم... بذار روح سرگردونم آرامش رو با وجود تو تجربه کنه... می خوام مثل همیشه برای تو گریه کنم... (اما دیگه حق گریه کردنم ندارم) دلتنگتم... صدامو می شنوی؟؟؟ یا تو هم مثل بقیه خودتو زدی به کری؟؟؟ پ.ن ۱.گاهی آدم ها آنقدرخودشان برای خودشان پر رنگ میشوند که دیگران را نمیبینند ۲. کاش لااقل برای خودم پر رنگ بودم ۳. دیگه مغزم هنگ کرده گاهی دود گاهی.... ۴. دارم بورسیه میشم اما... ۵.نمیدونم + سیاه شده شنبه دوازدهم بهمن 1387 16:19 به دست آ ئورا |
|